معين الدين نطنزى

194

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

شدند و تا به غول خود نايستادند . سلطان غازى ششصد كس خود را هفت قشون ساخت . امير داود و امير سارى بغا و امير حسين و حاجى سيف الدين و عباس بهادر و آق‌بغا بهادر و ايلچى بهادر و دوركه بهادر و شيخ على بهادر و جوين و على يسورى و محمود شاه بخارائى ، اين مجموع امرا را با آن قوشونات بداشت و خود به قراولى پيش‌راند ، و قرار داد كه چون جنگى دست دهد مجموع سه قشون شوند . اين چنين ياسال كرده روان شدند . چون به تنگاتنگ مخالفان رسيدند مولانا بدر الدين و پسرش بازگشتند و گريختند . از طرفى ديگر على يسورى نيز به دو نوكر روى به گريز نهاد . مولانا بدر الدين روى به قفا كرد و ديد كه سه سوار به تعجيل تمام مىآيند ، او را تصور آن شد كه مگر قصد او دارند . سلطان غازى متوكلانه چون نزديك لشكر قراؤناس رسيد بىآنكه حمله‌اى واقع شود قراؤناسيان هم از راه روى به گريز نهادند . اكثر سرداران ايشان مثل اولجايتو ترخانجى و بولاد كه طريق دوستى با سلطان غازى داشتند ، گرفتار شدند و به ناشناخت كشته گشتند . سلطان غازى خواست كه بىتوقف براند و اگر اتفاق افتد خود را بر غول امير حسين بزند . امرا مانع آمدند و صلاح نديدند . سلطان غازى از آنجا بازگرديد و لشكر آن نواحى را جمع كرده روى به سمرقند نهاد . چون نزديك ظاهر شهر برسيد اوج قره بهادر [ اوچ قرابهادر ] كه از قبل امير حسين در آنجا بود ياسال كرده بيرون آمدند و در موضعى كه به آب رحمت موصوف است باهم رسيدند . اوج‌قراى بهادر از قفاى او براند و شمشير حواله كرد ؛ بر سر تركش اوج‌قراى آمد و مجموع را ببريد . اوج‌قراى عنان بتافت و به حمايل شمشير آق‌تمور بهادر حواله كرد و بزد ، چنان كه سر اسپ او تمام از تن جدا كرد . آق‌تمور بهادر بيفتاد و اوج‌قراى با مردمان خود خلاص شده روى به شهر نهادند ، و از غايت دستپاچگى به كوچه‌اى افتادند [ كه ] پايان آن كوچه را بسته بودند . سواران اوج‌قرا به سبب تعجيل كه داشتند بازگشتن و به راه ديگر افتادن متعذر بود . يك‌يك پياده مىشدند و اسپان را از آن فرجه به دست مىكشيدند چنانك قربوسهاى زين اسپان خود بشكست و به هزار حيله خود را به شهر انداختند . پيران سالخورده چنان گويند كه تا مدتى بعيد مردمان در آن محله زين شكسته در خانه‌ها مىسوختند ؛ آنچه حكيم